با همه احترامی که برای منتقدان افشین قطبی قائلیم و از قضا خودمان هم از اعضای همین طیف فکری هستیم اما بر این باوریم که جام ملتها را باید از همین امروز از دست رفته فرض کرد و زمان تغییرات احتمالی را به بعد از این تورنمنت موکول ساخت.

تیم فعلی- هرچقدر ضعیف - محصول بیش از یک سال کار و تمرین با قطبی است و  چون تا خرداد درگیر مسابقات باشگاهی هستیم و پس از آن نیز جام جهانی و حتی هرگونه ساخت و سازی را در حوزه ملی سلب می‌کند لذا فرد جایگزین حتی اگر بهترین و بزرگترین مربی جهان باشد نیز نمی‌تواند بدون بازیهای دوستانه و برگزاری حداقل 40، 50 جلسه تمرین و اردوهای متعدد قالبی که در تیم کنونی جا افتاده است را تغییر دهد.

                                                                ***

انتخاب قطبی احساسی بود. مثل برکناری دایی یا حکمی که برای مایلی کهن صادر و خیلی سریع کنسل شد. حالا هم می‌خواهیم مثل همیشه احساسی با قضیه روبرو شویم و در شرایط مربیان تیمهای ملی و المپیک را به واژه استعفا و برکناری نزدیک ساخته‌ایم که می‌توانستیم از همان ابتدای کار مربیان بهتری را به جای ایشان به خدمت گیریم.

بله! افسوس گذشته‌ها را خوردن دردی را دوا نمی‌کند و بهتر است که به زمان حال توجه کنم اما نوشتن این حرفها لازم است تا شاید مانع از آن شود که آقایان- دوباره و صدباره- احساس تصمیم بگیرند.

                                                               ***

گولیت و گونش زمانی اسمهای بزرگی بوده‌اند اما هیچکدام از این 2 مربی به روز نیستند و چند سالی می‌شود که از سطح اول فوتبال دنیا فاصله گرفته‌اند.

آری! اگر دنبال این نیستیم که جانشین قطبی صرفا خارجی باشد کمی صبر کنیم و بهترین گزینه را فعلا به عنوان مربی در سایه بیاوریم تا ظرف این چندماه دستپخت سرمربی فعلی را زیر ذره‌بین ببرد و بعد از جام ملتها روی نیمکت بنشیند.

در واقع چون تیم جام ملتها تیم قطعی است لذا اگر امروز یک خارجی را سرمربی کنیم هم چند صدهزار دلار غرامت افشین است و هم اینکه فرد جایگزین نیز قربانی تیمی خواهد شد که معتقدیم با قطبی به جایی نرسیده‌ است و نمی‌رسد.

تکمله

بعد از جام جهانی شمار مربیان موقتی که قرارردادهایشان به پایان رسیده و دنبال انگیزه‌های تازه می‌گردند افزایش می‌ِیابد، پس چون به قول قدیمی‌ها عجله کار شیطان است همین یک بار را به جای تعجیل صبوری به خرج دهیم.